همانگونه که مستحضرید در پی اختلاف موجود میان حقوقدانان و قضات در خصوص تسري امتیاز درنظرگرفته‎ شده در راي وحدت‎ رویه شماره 155 مورخ 14 اسفند سال 1347 هیات عمومی دیوان عالی کشور مبنی بر عدم مطالبه خسارت تاخیر تادیه از تاریخ توقف ورشکسته به ضامن بدهکار ورشکسته، راي وحدت‎ رویه شماره 788 مورخ 27 […]

همانگونه که مستحضرید در پی اختلاف موجود میان حقوقدانان و قضات در خصوص تسري امتیاز درنظرگرفته‎ شده در راي وحدت‎ رویه شماره 155 مورخ 14 اسفند سال 1347 هیات عمومی دیوان عالی کشور مبنی بر عدم مطالبه خسارت تاخیر تادیه از تاریخ توقف ورشکسته به ضامن بدهکار ورشکسته، راي وحدت‎ رویه شماره 788 مورخ 27 خرداد سال 1399 همان مرجع صادر و به این امر تصریح شد که مسئولیت ضامن در هر حال نمی‎ تواند بیش از میزان مسئولیت مضمون ‎عنه باشد و بر این اساس، خسارت تاخیر تادیه از ضامن تاجر ورشکسته نیز قابل مطالبه نیست. از آنجایی که راي وحدت ‎رویه اخیرالصدور صرفا بر تسري امتیاز عدم امکان مطالبه خسارت تاخیر تادیه به ضامن تصریح دارد، آیا راهن (رهن مستعار) نیز از این امتیاز برخوردار خواهد شد و خسارت تاخیر تادیه بعد از تاریخ توقف از وي نیز قابل مطالبه نخواهد بود یا باید مورد مذکور در راي وحدت ‎رویه یادشده را صرفا به ضامن محدود بدانیم؟ پیش از این در نظریات مشورتی متعدد آن اداره‎ کل از جمله نظریه مشورتی شماره 7/93/2996 مورخ 2 اسفند سال 1393 تصریح شده بود که چنانچه ضامن تسهیلات‎ گیرنده تعهد کرده باشد که در هر حال ولو در صورت ورشکستگی مضمون‎ عنه، مطالبات بانک بستانکار اعم از اصل و فرع را بپردازد، با توجه به مدلول مواد 10 و 219 قانون مدنی، ورشکستگی بدهکار اصلی مانع رجوع بانک به ضامن و وثیقه‎ گذار براي وصول اصل بدهی و متفرعات آن در حدود تعهد انجام‎ یافته نیست و این فرض منصرف از ماده 691 قانون مدنی است. آیا پس از صدور راي وحدت‎ رویه شماره 788 مورخ 27 خرداد سال 1399 هیات عمومی دیوان عالی کشور نیز امکان درج چنین شروطی در قراردادهاي بانکی وجود دارد؟
برابر ماده 781 قانون مدنی و ماده 34 اصلاحی قانون ثبت اسناد و املاك، راهن مسئولیتی بیش از آنچه مدیون تعهد کرده است، ندارد. بنابراین در فرض سوال که شخص راهن مال خود را بابت تسهیلات دریافتی تاجر ورشکسته در رهن بانک قرار داده است، با استفاده از ملاک راي وحدت‌رویه شماره 788 مورخ 27 خرداد سال 1399 هیات عمومی دیوان عالی کشور، پس از تاریخ توقف خسارت تاخیر تادیه شامل راهن نیز نمی ‎شود. با توجه به راي وحدت ‎رویه یادشده که مقرر داشته «در هر حال مسئولیت ضامن نمی ‎تواند بیش از میزان مسئولیت مضمون ‎عنه باشد»، متعهد کردن ضامن به پرداخت خسارت تاخیر تادیه ولو در صورت ورشکستگی مضمون‎ عنه در قالب درج شروطی در این خصوص و در قراردادهاي بانکی، مخالف صریح راي وحدت ‎رویه مذکور بوده و فاقد اعتبار است و در این خصوص تفاوتی بین ضامن و وثیقه ‎گذار نیست.

در صورتی که متهم مدارک مربوط به ضامنان را جعل و با استفاده از آنها مبادرت به اخذ تسهیلات از بانک کند، آیا بزه کلاهبرداری نسبت به بانک محقق شده است؟
مستنبط از ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال 1367 که کلاهبرداری را به عنوان «تحصیل و بردن مال دیگری از طریق توسل به وسایل تقلبی یا مانور متقلبانه» تعریف کرده است، چنانچه شخصی با ارائه اسناد مجعول به عنوان وثیقه دین، از بانک تسهیلات دریافت کند، از آنجایی که دریافت وام از بانک به منزله بردن مال نیست، لذا اقدام مرتکب کلاهبرداری محسوب نمی‌شود و حسب مورد می‌تواند جعل و استفاده از سند مجعول باشد. به هر حال تشخیص عنوان مجرمانه بر اساس نوع رفتار ارتکابی و محتویات پرونده با قاضی رسیدگی‎ کننده است.

منبع: روزنامه حمایت