شخصی بابت محکومیت مالی طبق ماده 3 قانون نحوه اجراي محکومیتهاي مالی بازداشت میشود و در راستاي مواد 215 و 217 آییننامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور با اخذ وثیقه توسط معاون اجراي احکام کیفري به مرخصی اعزام میشود. لکن در موعد مقرر به زندان بازنمیگردد و وثیقه سپردهشده ضبط شده […]
شخصی بابت محکومیت مالی طبق ماده 3 قانون نحوه اجراي محکومیتهاي مالی بازداشت میشود و در راستاي مواد 215 و 217 آییننامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور با اخذ وثیقه توسط معاون اجراي احکام کیفري به مرخصی اعزام میشود. لکن در موعد مقرر به زندان بازنمیگردد و وثیقه سپردهشده ضبط شده و از طریق مزایده به فروش میرسد. بر اساس مقرره ماده 143 قانون اجراي احکام مدنی و مواد 230 و تبصره ماده 537 قانون آیین دادرسی کیفري، اعلام صحت جریان مزایده توسط چه مقامی باید صورت گیرد؟ دادگاه حقوقی صادرکننده حکم یا دادستانی که مراحل اخذ وثیقه و ضبط و مزایده تحت نظر او بوده است؟
بازگشت به نامه شماره 9018/4/726 مورخ 1398/1/24 به شماره ثبت وارده 102 مورخ 1398/2/2 در رابطه با استعلام دادرس دادگستري شهرستان بابلسر، نظریه مشورتی کمیسیون اجراي احکام مدنی این اداره کل به شرح زیر اعلام میشود: اولا: منظور از عبارت «مقام قضایی مربوطه» در ماده 217 آییننامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی اصلاحی 21/2/1389 حسب مورد، ممکن است دادستان یا قاضی اجراي احکام کیفري یا قاضی صادرکننده اجراییه (در پرونده حقوقی) باشد و به هر صورت، چنانچه دادگاه حقوقی در اجراي ماده 3 قانون نحوه اجراي محکومیتهاي مالی، دستور بازداشت(حبس) محکومعلیه موضوع مواد یک و 27 این قانون را صادر کند، اخذ تأمین به منظور اعطاي مرخصی به زندانیان مذکور نیز بر عهده قاضی اجراکننده حکم مدنی است و نه قاضی اجراي احکام کیفري. ثانیا، هرچند در فرض سوال معاون اجراي احکام کیفري به محکومعلیه مالی مرخصی داده و از وي تامین (وثیقه) گرفته و دستور ضبط و مزایده وثیقه را نیز داده است، اما با توجه به اینکه برابر مقررات در صورت غیبت زندانی فوق، دستور ضبط وثیقه و شروع عملیات اجرایی و مزایده با قاضی اجراکننده حکم مدنی است، بنابراین، اتخاذ تصمیم راجع به تایید اقدامات انجامشده و احراز صحت مزایده یا دستور لغو اقدامات مزبور بر عهده قاضی اجراکننده حکم مدنی است.
آیا دادگاه برابر بند «ج» ماده 108 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال 1379 به صرف تقاضای قرار تأمین خواسته با استناد به اسناد تجاری واخواستشده مکلف به صدور قرار تأمین خواسته بدون اخذ خسارت احتمالی است یا آن که صدور قرار تأمین خواسته بدون تودیع خسارت احتمالی صرفاً در صورتی امکان دارد که مطابق ماده 292 قانون تجارت مصوب سال 1311 در خصوص اصل خواسته نیز اقامه دعوا شده باشد؟
اولا، ماده 292 قانون تجارت مصوب سال 1311، با عنایت به مواد 108 و 112 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال 1379 نافی درخواست تأمین خواسته پیش از طرح دعوا نیست؛ زیرا مقررات این قانون مؤخر بر قانون تجارت و آخرین اراده مقنن در فرض سؤال است. ثانیا، برابر بند «ج» ماده 108 یادشده، امکان درخواست تأمین خواسته در مورد سند تجاری واخواستشده پیش از طرح دعوا بدون تودیع خسارت احتمالی وجود دارد.
آیا دادگاه برابر بند «ج» ماده 108 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال 1379 به صرف تقاضای قرار تأمین خواسته با استناد به اسناد تجاری واخواستشده مکلف به صدور قرار تأمین خواسته بدون اخذ خسارت احتمالی است یا آن که صدور قرار تأمین خواسته بدون تودیع خسارت احتمالی صرفاً در صورتی امکان دارد که مطابق ماده 292 قانون تجارت مصوب سال 1311 در خصوص اصل خواسته نیز اقامه دعوا شده باشد؟
اولا، ماده 292 قانون تجارت مصوب سال 1311، با عنایت به مواد 108 و 112 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال 1379 نافی درخواست تأمین خواسته پیش از طرح دعوا نیست؛ زیرا مقررات این قانون مؤخر بر قانون تجارت و آخرین اراده مقنن در فرض سؤال است. ثانیا، برابر بند «ج» ماده 108 یادشده، امکان درخواست تأمین خواسته در مورد سند تجاری واخواستشده پیش از طرح دعوا بدون تودیع خسارت احتمالی وجود دارد.
منبع: روزنامه حمایت
https://daadvarzi.ir/?p=2341




















Saturday, 8 August , 2026