پیمان زند وقتی حال جهان خوب نیست و به شکل تهوع‌آوری قمر در عقرب است، این سیاستمدارها نیستند که حال جهان را خوب می‌کنند، این ادبیات است که به درد جهان می‌رسد و اوج قله ادبیات شعر است که غایت هر زبان هنرمندانه ایست،وقتی جنگ تمام می‌شود، فقط شاعرها حرف می‌زنند، سربازها همه مرده‌اند و […]

پیمان زند

وقتی حال جهان خوب نیست و به شکل تهوع‌آوری قمر در عقرب است، این سیاستمدارها نیستند که حال جهان را خوب می‌کنند، این ادبیات است که به درد جهان می‌رسد و اوج قله ادبیات شعر است که غایت هر زبان هنرمندانه ایست،وقتی جنگ تمام می‌شود، فقط شاعرها حرف می‌زنند، سربازها همه مرده‌اند و امروز این فوتبال است که شعر می‌شود، معجزه می‌کند و شاعرانه جور غم نداری و بی‌تکلیفی اقتصادی را به تنهایی به دوش می‌کشد و آتش جنگ را برای درنگی حتی اندک، خاموش می‌کند. وقتی غم زیاد می‌شود مدیران و اقتصادانان کاری از دستشان بر نمی‌آید این سکوها هستند که حال یک ملت را خوب که نه ولی در یک بی‌حسی موضعی فرو می‌برند یک مستی لایعقل، یک فراموشی اجباری…چه زوری دارد این فوتبال؟

حالا که فکر می‌کنم دلو درویشی، مح‌خال،شیرالی،باغکی، حاجی‌زاده،پولادی، روی سکوهای استادیوم شهید بهشتی بوشهر، کاری کرده‌اند کارستان،آن‌ها یزله گرفتن تا غم برای یک لحظه هم که شده یخه بشریت را ول کند،تا اقتصاد و سیاست فراموش شود که هر چه بشر می‌کشد از دست این دوتاست،آن‌ها دست زدن تا مهدی قائدی پا به توپ شود تا محمد محبی حریف مقابلش را ویران کند و توپ برسد به دست مهدی طارمی،مثل یک غزل ناب استارت بزند و دفاع بماند و کارت قرمز بگیرد،این مهم‌ترین کارت قرمزی بود که جهان به خود دید،مهدی به همه آنهایی که ساعت‌ها در فرودگاه معطلش کردن و جواز ورود بهش ندادن کارت داد و این هشدار یک جنوبی است! لقب سه شیر را انگلیسی‌ها سال‌های ماضی به زور از بوشهر به غارت بردند این لقب مال ما بوشهری‌هاست…

بوشهری‌ها، سال‌های سال، میان صدای کولرهای گازی در گرمای قلب‌الاسعد، وقتی عاشق می‌شدند، این صدای عبدالحلیم حافظ مصری بود که می‌خواند تا فراق کم زورتر شود،تا عاشق، عاشق بماند.ولی فردا فوتبال، یک شاعر بی‌رحم است، از همه‌چیز و همه‌کس گذر می‌کند تا سهم یک کشور لبخند شود و دیگری بغض. خدا کند ور بغضش به ما نرسد.

امروز جمعه پنجم تیرماه روی صحبتم با سه شیر بوشهریست: فردا یک ایران منتظر استارت‌های شاعرانه شماست، یادتان باشد! فرداها که تاریخ ورق بخورد کسی از جنگ و دلارحرف نمی‌زند، حتی کسی از سربازها هم نمی‌گوید؛ تنها و تنها از سه شیری حرف خواهند زد که روی دست، ایران زخمی را بلند کردند تا دنیا زخم‌هایش را نبیند،فردا بی‌شک از دروازه‌های فراعنه مصر عبور می‌کنیم تا جاوید بماند ایران تا سربلند شود بوشهر و دلووو روی سکوهای استادیوم با فریاد بگوید:علی و یا علی،شیر دلاوری.

  • نویسنده : پيمان زند