ناصر صالحی، وکیل دادگستری بوشهر دادورزی: بدون مقدمه عنوان می‌کنم که مفتخر به کسوت وکالت هستم، اما تاکنون حتی یک بار هم به درِ اتاق دادستان نرفته‌ام و اصولاً کارهایم، دست‌کم تا امروز، ارتباط مستقیمی با عمار شهنیایی نداشته است. ایشان نیز هیچ آشنایی و شناختی از من ندارد و اساساً نیازی هم نبوده و […]

ناصر صالحی، وکیل دادگستری بوشهر

دادورزی: بدون مقدمه عنوان می‌کنم که مفتخر به کسوت وکالت هستم، اما تاکنون حتی یک بار هم به درِ اتاق دادستان نرفته‌ام و اصولاً کارهایم، دست‌کم تا امروز، ارتباط مستقیمی با عمار شهنیایی نداشته است. ایشان نیز هیچ آشنایی و شناختی از من ندارد و اساساً نیازی هم نبوده و دلیلی نداشته است که مرا بشناسد؛ چه اینکه من هم همانند هزار وکیل دیگری که در محاکم آمدوشد می‌کنند، مشغول پیگیری امور مرتبط با حرفه وکالت هستم. بنابراین، آنچه می‌نویسم، صرفاً دردی کهنه است که ظاهراً مداوا نخواهد شد.

اما در خصوص شایعات اخیر درباره رفتن و ماندن دادستان بوشهر، نکات و ابهاماتی ذهنم را به خود مشغول کرده است که واقعاً پاسخی روشن برای آن‌ها نیافته‌ام تا دست‌کم به اقناع حداقلی برسم.

نخست اینکه سال‌هاست به بیماری کثیف و واگیرداری دچار شده‌ایم؛ بیماری‌ای که باعث می‌شود چوب لای چرخ هر چیزی بگذاریم که در حال حرکت صحیح، موزون و منظم است. جالب اینکه بهترین و سالم‌ترین‌ها را واژگون می‌کنیم و به هر قیمتی، مجموعه‌ای منظم و مرتب را که موجب رضایتمندی مردم شده است، ویران و به ناامیدی تبدیل می‌کنیم و از این کار، احساس اقتدار، پیروزی و سرمستی داریم.

به‌شخصه باور دارم که عمار شهنیایی چندان هم دلباخته صندلی مدیریت نیست؛ چراکه به‌طور کلی هیچ شباهتی به عاشقان میزپرست ندارد. او از لحاظ علمی، قضایی و میزان آگاهی حقوقی ثابت کرده است که در هر جایگاهی باشد، موفق و مؤثر عمل می‌کند، بر دانش خود تکیه دارد و به همین علت به‌عنوان دادستان مرکز استان منصوب شده است.

از طرفی، شهنیایی دقیقاً خودش است و صادقانه همان چیزی است که نشان می‌دهد. در عین حال، بسیار مجرب، باوقار و شریف است. همین فاکتورها باعث شده‌اند که از ظرفیت و توانایی لازم برای پیشرفت سریع در بالاترین مناصب و مدارج قوه قضاییه برخوردار باشد؛ بنابراین، ایشان دغدغه‌ای نخواهند داشت.

نگرانی و اعتراض ما در وهله نخست به‌خاطر خودمان است تا از نعمت حضور یک قاضی جوان، دادستانی قاطع، باسواد، باوقار، بااصالت و کارآمد محروم نشویم. واقعاً چرا گروهی نمی‌توانند حتی یک روز را بدون حرف‌وحدیث بگذرانند؟مگر شما هم در همین کشتی سوار نیستید که هر روز آن را سوراخ می‌کنید؟

چه مزیتی وجود دارد اگر نیرویی غیربومی و ناآشنا با جغرافیای استان جایگزین شود؟ چرا عده‌ای باید آرامش روانی جامعه را مخدوش کنند؟ امروز سؤال تمام جامعه این است که چرا افرادی اندک، اما متأسفانه تأثیرگذار، این‌گونه بر خصومت، تقابل و لجبازی با جامعه پافشاری می‌کنند؟ اصولاً چه حساب‌وکتاب کهنه و قدیمی با ما دارید که هیچ‌وقت تمام نمی‌شود؟

مهره‌چینی، عزل‌ونصب، حذف، استعفای اجباری، پرونده‌سازی و صدها عنوان متخلفانه و شایعه‌سازی در پایین‌ترین تا بالاترین سطوح دولت‌ها، از عزل یک کارگر خدماتی مهدکودک روستایی گرفته تا وزیر، کافی نبود که اکنون به جان قوه قضاییه افتاده‌اید؟ شما اهل کدام قبیله هستید که نارضایتی مردم را برای خودتان یک ارزش تصور می‌کنید؟

اگر قوه قضاییه که ملجأ رسیدگی به تظلمات و تظلم‌خواهی است، این‌همه ضعیف و ناتوان نشان می‌دهد که بعضی‌ها به این راحتی برایش نسخه می‌پیچند و کمر بسته‌اند تا صندلی دادستان مرکز استان را خالی کنند و سپس به طمع تقسیم غنایم، مطالبات مردم را به هیچ بپندارند، باید به حال خودمان خون گریه کنیم. وای بر احوال ما که هنوز امیدواریم!

مگر جز این است که تمامی مسئولان، به‌عنوان خادمان مردم، تکلیف ذاتی دارند تا لبخند رضایت بر چهره ایران بنشانند؟ آن‌وقت چه خطای بزرگی از عمار شهنیایی سر زده یا چه اتفاق خاصی افتاده است که تصمیم خودتان را بالاتر از رضایت مردم می‌شمارید و ساز ناکوک می‌زنید؟اینکه استان بوشهر در آمار به‌عنوان محیطی آرام و قانونمند معرفی شده، این‌قدر ناراحت‌کننده است؟این آرامش، نتیجه اقدامات قضایی و پیشگیرانه رئیس‌کل دادگستری، دادستانی، مجموعه قضایی و ضابطان و حاصل تلاش و برنامه‌ریزی هدفمند آن‌هاست.

ایراد و ضعف عمار شهنیایی این است که جلوی دوربین نمی‌رود و اهل شعار، عکس و فضای مجازی نیست تا عملکردش را تبلیغ کند. متأسفانه آن‌قدر در فضای مجازی غرق شده‌ایم که فضای حقیقی و ملموس را حس نمی‌کنیم و صرفاً دیدن را بر اندیشیدن ارجح می‌دانیم؛ گویی آرامش و امنیت را نمی‌خواهیم. خدا به ما رحم کند!

به فرض اینکه فلان مسئول بالادستی، به هر دلیلی، از عملکرد مدیران تحت امر خود ناراضی باشد، اما مردم از عملکرد آن‌ها رضایت داشته باشند و برایشان احترام قائل باشند، آیا آن مسئول بالادستی حق دارد با تصمیمی غیرکارشناسی و بدون توجه به خواسته و نظر مردم، تمامی آن سازه‌ها را ویران کند و مردم را نادیده بگیرد؟

این‌گونه تغییرات، دقیقاً مصداق دهن‌کجی، لجبازی و مقابله با همین مردم کف خیابان انقلاب است که بیش از ۲۳۰ شب بدون توقف تجمع کرده‌اند و خون‌خواه قائد شهید و پدر حکیم امت هستند.

این نوع تصمیم‌گیری‌ها تبعات منفی و پیامدهای ناگوار و خطرات غیرقابل‌پیش‌بینی فراوانی خواهد داشت که کمترین آن‌ها، بی‌اعتمادی و ناامیدی مردم نسبت به مجموعه حکمرانی است.

آنچه به ذهنم می‌رسد، این است که برهم‌زدن آرامش مردم با تغییر دادستان در این مرحله و با توجه به وضعیت خاص کشور، به معنای تفرقه‌افکنی به شمار می‌رود و هیچ توجیه عقلی ندارد. به‌نوعی، چنین اقدامی در دایره و شمول خیانت عمدی یا غیرعمدی و بازی‌کردن در تیم حریف تعریف خواهد شد.

و نهایتاً اینکه مگر سیاست تحولی دستگاه قضا، احقاق و احیای حقوق عامه نیست؟ این‌همه تأکید بر جذب مردم، جلب رضایت آنان و ترویج حس امیدواری به فردایی روشن را چگونه تبیین کنیم، وقتی شهروندان را به حساب نمی‌آورند؟

اگر دلسوز استان هستید، لطفاً ترکیب دکتر مهدی مهرانگیز و عمار شهنیایی را به حال خود بگذارید و آن جایگزین مورد تأیید خودتان را برای ارائه خدمات قضایی به جغرافیای دیگری مأمور کنید تا همه از نعمت مدیران کارآمد منتفع شوند و فاصله مردم و حاکمیت را بیشتر و بیشتر نکنید.

  • منبع خبر : پایگاه خبری دادورزی