تهمورث بشیریه، عضو هیات علمی حقوق دانشگاه علامه طباطبایی و از وکلای وطن دوست و شناخته شده ملی در یادداشتی که در اختیار سایت دادورزی قرار داد از حس و حالش در این روزهای تاریخی سرزمینش ایران می‌گوید. متن یادداشت بدین شرح است: دادورزی: این روزها سراسر وجودم غمی است با چاشنی حماسه، سوگی است […]

تهمورث بشیریه، عضو هیات علمی حقوق دانشگاه علامه طباطبایی و از وکلای وطن دوست و شناخته شده ملی در یادداشتی که در اختیار سایت دادورزی قرار داد از حس و حالش در این روزهای تاریخی سرزمینش ایران می‌گوید. متن یادداشت بدین شرح است:

دادورزی: این روزها سراسر وجودم غمی است با چاشنی حماسه، سوگی است با چاشنی خشم و البته دردی است با چاشنی هیجان و امید. این روزها به آنی، فکرم از شرق به غرب می‌رود و در لحظه‌ای از جنوب به شمال می‌پرد. یأس هجران دارم و شوق وصال. ماتم از دست دادن و شادی نایل شدن را به هم آمیخته‌ام. دلم فریاد می‌کشد و زبانم خاموش است. سر در گریبان دارم و عرق خشم از جبین پاک می‌کنم.

این روزها باورهایم در حال نوزایی است، درون و برونم را الک می‌کنم و غربال، بر جان و سامان خویش بسته‌ام.

این روزها بیشتر از همیشه، خدا را در وطن یافته‌ام و پرستیدن آن را دریافته‌ام. رقص خون را بر پیکرها دیده‌ام و بوی باروت را در فضا شنیده‌ام و گوشم پر است از انفجارهایی که شرارت و رشادت را با هم دارند.

این روزها مقدسات جدیدی پیدا کرده‌ام و جز خدا معنای ناموس و شرف را مساوی با وطن خوانده‌ام. این روزها لباس رزم، پوتین، درجه نظامی، پهپاد و رجزخوانی سربازان ایران، نوامیسم شده‌اند و این شب‌ها لانچر، اوج عشقی سوزان و جوشان و خونین و رنگین برای من است. پس اگر ببینمش، بوسه بر این پاسدارنده شرف و عزت و غرور و میهنمان می‌زنم. این روزها لانچر از مقدسات است و بی وضوی زبان، از آن نمی‌توان یاد کرد. لانچر، اکنون نماد شور و شعور و غرور ماست و نوری که از آن برمی‌خیزد و خونی که بر آن می‌ریزد، سمبل غیرت و شرافت ماست. این روزها با توسل به لانچر، غرور ملی‌مان را فریاد می‌کشیم و نقش عزتمان را بر مواضع سست جانیان و بچه‌خواران عالم می‌زنیم و عجب نقش زیبایی است نقشی که در مقام قدسی دفاع و در پاسخ به تجاوز همیشه‌متجاوزان عصر حاضر ترسیم می‌کنیم. اینها همه به برکت و مدد لانچرهایی است که رزمندگانمان با نفس خویش، آتش آن را می‌افروزند و با غیرت و شرف ایرانی خود، پرتابش می‌کنند. گویی از جان خویش، در آن لانچر می‌دمند تا عشق به میهن را در زیر باران سیل‌آسای خطر، ترجمان شوند و روح بلندشان در آن به ظاهر قطعات فلزی، حلول می‌کند تا صدای توانایی ایران در دفاع از خود و تا آخرین قطره خون، به گوش جهانیان برسد. تا بدانند ایران همچون همیشه و بر خلاف سفلگان دنیا، نه گردنی برای کرنش دارد و نه کمری برای خم شدن در مقابل بی‌شرف‌ترین بی‌شرفان عالم و بدانند که ایران، تماما جان است که این بار به جای کمان آرش، در لانچر می‌روید.

آری این روزها لانچر از مقدسات ماست. بی وضو نزدیکش نباید شد!

تهمورث بشیریه،

عضو هیات علمی حقوق دانشگاه علامه طباطبایی

  • نویسنده : تهمورث بشیریه
  • منبع خبر : پایگاه خبری دادورزی